چطور از عصبانيت جلوگيري كنيم؟

شخصيت نخستين هدفي است كه با تير عصبانيت شما قرباني ميشود.
گاهي عواقب ناشي از اين عصبانيت، بيش از قرباني شدن شخصيت يا آبروي شما تلفات خواهد داشت و منجر به دردسرهاي بزرگ و جدي زيادي ميشود.
زماني يك فرد، فهميده و باشخصيت محسوب مي شود كه در موقعيتهاي سخت و تحريككننده، كنترل اوضاع را بهخوبي در دست بگيرد. بعضي از آدمها وقتي عصباني ميشوند، بدون اينكه عواقب آن را در نظر بگيرند، تمركز خود را از دست ميدهند و دست به كارهايي ميزنند كه خودشان هم بعدا باور نميكنند كه چنين اعمالي را انجام داده اند. آنها بهعلت اينكه نتوانستهاند لحظهاي كوتاه بر خشم خود غلبه كنند، افكار و اعمال مخفي خود را براي ديگران به نمايش گذاشتهاند.
بقیه در ادامه مطلب...
>>>ادامه مطلب<<<
7 اصل مهم زندگی از بیل گیتس

بیل گیتس، مالك و رئیس سابق"مایکروسافت"، طی یک سخنرانی كه سابقا یعنی در زمانی كه ریاست مایكروسافت را عهده دار بود، در یکی از دبیرستانهای امریکا انجام داد، او در این سخنرانی نكاتی را خطاب به دانشآموزان یادآور شد و گفت: "در دبیرستان خیلی چیزها را به دانشآموزان نمیآموزند".
بیل گیتس فردی است كه موفقیت های چشمگیرش زبانزد خاص و عام است و می توان از تجربیات و نگرش های اندیشمندانه اش درس گرفت. او هفت اصل مهم زندگی که دانشآموزان در هیچ دبیرستانی فرا نمیگیرند، را بدین شرح بیان كرد :
بقیه در ادامه مطلب...
>>>ادامه مطلب<<<
باور ذهنی
شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد زیرا آندو را به عنوان دو نمونه از مسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود .
در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد.
شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید «هستید».
اما بیش از آنچه باور دارید «می توانید» انجام دهید.
"نورمن وینست پیل"
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند ...
بقیه در ادامه مطلب...
>>>ادامه مطلب<<<
|
يك رژيم غذايي مناسب براي خانم هاي باردار |
|
1. حتي اگر تغذيه خوبي داشتهايد رژيم غذائي خود را متعادلتر كنيد. مواد معدني مانند اسيد فوليك و آهن و كالري براي دريافت انرژي نياز دارند. غذاهاي آماده را محدود كنيد زيرا آنها فقط حاوي مقادير زيادي كالري بدون ارزش غذائي هستند. اما شما فقط روزانه به 300 كالري بيشتر از قبل نياز داريد يعني در كل 2500 كالري روزانه. خيلي راحتتر از آن چيزي كه فكر مي كنيد اين 300 كالري اضافه بقیه در ادامه مطلب ... |
>>>ادامه مطلب<<<
يک سخنران معروف در مجلسي که دويست نفر در آن حضور داشتند، يک اسکناس بيست دلاري را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: چه کسي مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضرين بالا رفت. سخنران گفت: بسيار خوب، من اين اسکناس را به يکي از شما خواهم داد ولي قبل از آن ميخواهم کاري بکنم. و سپس در برابر نگاههاي متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسيد: چه کسي هنوز مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟ و باز دستهاي حاضرين بالا رفت. اين بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روي زمين کشيد. بعد اسکناس را برداشت و پرسيد: خوب، حالا چه کسي حاضر است صاحب اين اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان، با اين بلاهايي که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چيزي کم نشد و همه شما خواهان آن هستيد. و ادامه داد: در زندگي واقعي هم همينطور است، ما در بسياري موارد با تصميماتي که ميگيريم يا با مشکلاتي که روبهرو ميشويم، خم ميشويم، مچاله ميشويم، خاکآلود ميشويم و احساس ميکنيم که ديگر پشيزي ارزش نداريم، ولي اينگونه نيست و صرفنظر از اينکه چه بلايي سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نميدهيم و هنوز هم براي افرادي که دوستمان دارند، آدم پر ارزشي هستيم.

فيل
رام كنندگان حيوانات سيرك برای مطيع كردن فيلها از ترفند ساده ای استفاده مي كنند. زمانی كه حيوان هنوز بچه است، يكی از پاهای او را به تنه درختی مي بندند. حيوان جوان هر چه تلاش میكند نمی تواند خود را از بند خلاص كند اندك اندك ای عقيده كه تنه درخت خيلی قوی تر از اوست در فكرش شكل می گيرد. وقتی حيوان بالغ و نيرومند شد، كافی است شخصی نخی را به دور پای فيل ببندد و سر ديگرش را به شاخه ای گره بزند. فيل برای رها كردن خود تلاشی نخواهد كرد.
پای ما نيز ، همچون فيلها، اغلب با رشته های ضعيف و شكننده ای بسته شده است ، اما از آنجا كه از بچگی قدرت تنه درخت را باور كرده ايم، به خود جرات تلاش كردن نمی دهيم، غافل از اينكه برای رهایی از مشکلات و برای رسیدن به موفقیت ، يك عمل جسورانه كافيست.
مانعى در مسير
در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.
سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم!
?هر مانعى= فرصتى >>
زنده به گور
کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز اتفاقی داخل یک چاه بدون آب مي افتد . کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از داخل چاه بیرون بیاورد . برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد ، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زود تر بمیرد و زیاد زجر نکشد . مردم با سطل روی سر الاغ خاک مریختند اما الاغ هر بار خاکهای روی بدنش رو می تکاند و زیر پايش می ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می آمد سعی میکرد بر روی خاک ها برود . روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه ی چاه رسید و بیرون آمد .
نتیجه : مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو انتخاب داریم . اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود .
شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارند اونها فقط از آنچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که اغلب آنها هیچگاه اتفاق نیفتادند.
مشکلی که با پول حل شود مشکل نیست بلکه هزینه است.
رمز شکست و ناکامی در راضی نگهداشتن همگان است.
پشیمانی از کارهایی که انجام داده ایم با مرور زمان کم می شود اما برای کارهایی که انجام نداده ایم همیشگی است.
آموخته ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید پس چه چیز باعث شد من بیاندیشم می توانم همه چیز را در یک روز بدست بیاورم.
آموخته ام که فرصتها هرگز از بین نمی روند بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند اما تمام شادی و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستیم.
اگر قبل از هر کاری انگشت خود را آهسته به پیشانی خود بزنید مجبور نخواهید شد در پایانکارمحکم بر فرق خود بکوبید.
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صـــــــــــــــــحنه پیوســـته بجاســت
خرم آن نغمه که مردم بســـپارند به یـــــــاد
مردم همواره افراد توانمندي راكه در زندگي به موفقيتهاي بزرگي نايل گشته اند و نيروي اراده و تاديب نفس از خــود بنمايش گذارده اند را مورد ستايش و احترام قرار ميدهند.
افرادي كه در تمام عرصه هاي زندگي تنها با نـيـروي اراده، تاديب نفس و بلند همتي زندگي خود را بهبود بـخشيـده، مهارتهاي جديدي را فراگرفته و بر مشكلات فايق آمـده اند.
واقـعـيت آن است كه اين نيروهـاي باطـنـي مـخـتـص افـراد بخصوصي نبوده و هرفردي قادر ميباشد توسط آموزشهاي عملي بـدرجات رفيعي از نيروي اراده و تاديب نفس دست يـابـد. نـيروي اراده و تـاديب
نفس مهمترين و سـودمندترين عناصر براي دستيابي به موفقيت ميباشند.
نيروي اراده چيست؟
نيروي باطني براي اتخاذ تصميمات، اقدام به كار، اداره و انجام اهداف و وظـايـف تـا زمـان تحقق يافتن آنها عليرغم تمام موانع، دشواريها، مشكلات ...
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
>>>ادامه مطلب<<<
| ||
|
نومیدی و افسردگی
می گویند روزی شیطان تصمیم گرفت که از کار خود دست بردارد. بنابراین اعلام کرد که می خواهد ابزارش را با قیمتی مناسب به فروش برساند.
پس وسایل کارش را به نمایش گذاشت که شامل خودپرستی، نفرت، ترس، خشم، حرص، حسادت، شهوت، قدرت طلبی و غیره بود.
اما یکی از این ابزار بسیار کهنه و کارکرده به نظر می رسید و شیطان حاضر نبود که آن را به قیمت ارزان بفروشد. کسی از او پرسید: این وسیله گران قیمت چیست؟
شیطان گفت: این نومیدی و افسردگی است.
پرسیدند چرا این همه گران است؟
شیطان گفت: زیرا این وسیله برای من از ابزار دیگر موثر بوده است. هرگاه سایر وسایلم بی اثر می شوند، تنها با این وسیله می توانم فلب انسانها را بگشایم و کارم را انجام دهم. اگر بتوانم کسی را وادار کنم که احساس ناامیدی، یاس، دلسردی، مطرود بودن و تنهایی کند، می توانم هرچه که می خواهم با او بکنم. من این وسیله را روی همه انسانها امتحان کردم و به همین دلیل کهنه است.
از فرار ابدیت ناظران عرش، فرشتگان و ملایک تلاش و مبارزات تو را نظاره می کنند، پس قوی باش. تو در تلاش و پیکارت تنها نیستی که در حضور فوجی عظیم به مبارزه ای شریف برخاسته ای.
1.دوست داشتن را براي يک تجربه
2.عاشق شدن رو براي يک هدف
3.فراموش کردن رو براي قبول واقعيت
- باور كنيد كه شادي يك انتخاب دروني است و نهايتاً اين شخص شما هستيد كه آن را انتخاب ميكنيد .
2- هنگامي كه غم و غصه و ماتم شما را فرا گرفت و چارهاي جز قبول آن نداشتيد غم را بپذيريد
و مقابل آن نايستيد ! حتي همراه غم راه نرويد و از دريچه نگاه غصه به دنيا نگاه نكنيد ! خودتان را كنار بكشيد و
بگذاريد كاروان غم وغصه باهم دردهاي جانكاهي كه به همراه دارد از كنارتان بگذرد .
3- دل خود را از كينه خالي ساز و همه ( حتي بدترين مردم ) را دوست داشتهباش و برايشان دعاكن.
4- شادي انفرادي نيست ، هروقت غمگين شديد چيزي به كسي ببخشيد ! گلي براي دوستي بخر و كلامي محبتآميز را به انساني هديه كن
. شما هرچه بيشتر دل ديگران را با كلام و حركتي مهربانانه شاد سازي هزاران برابر بيشتر شادي و سرور وجود تو را در برميگيرد .
5- جسم خود را در شادي روحت شريك كن . فراموش نكنيد كه روح شما در اين جهان در سراسر
كالبد شما گسترش يافته و هربخش جسمت ، بخشي از روح توست و حق دارد در شادي و نشاط تو سهيم گردد
. بهداشت را رعايت كن ، ورزش كن ، غذاي مناسب بخوريد ، خوشحالي و شادماني واقعي و بدون پشيماني تنها
زماني وجودت را در برميگيرد كه جسم و روحت هر دو همزمان و به يك اندازه در اين شادي سهيم باشند .
6- راضي و شكرگزار باش .
و در آخر به ياد داشته باشيد ما در تالار آينهها زندگي ميكنيم و اطرافمان همه آينه است . در اين صورت هزاران
تصوير از خودمان به خودمان باز ميگردد ، پس اگر يك خوبي كنيم چندين خوبي به سوي ما باز ميگردد .
منبع : پارسیفا
تست پیش داوری
دو سوال اخلاقی ، اول خوب فکر کنید بعد نظر دهید
سوال اول:؟
اگر زنی را بشناسید که حامله شده است ودر حال حاظر هشت تا بچه داردکه سه تا از اونها کر هستند و دو تا کور هستند و یکی عقب مانده ذهنی و خوذش هم به بیماری سیفیلیس دچاره،بهش میگین که بچه اش رو بیاندازد؟
قبل از این که جواب بدین سوال بعدی را هم بخونین
سوال دوم:؟
وقتشه که رییس جمهور کشورتون رو انتخاب کنین این اطلاعات در مورد سه کاندید در دست است
کاندید اول:هم عقیده با سیاست مداران فاسد،در مشورت با ستاره شناسان،دو تا معشوقه داره و کلاه سر همسرش میذاره مرتب سیگار می کشه و روزی هشت الی ده مارتینی میخوره.
کاندید دوم: دو بار تا حالا ار پارلمان اخراج شده،تا ظهر میخوابه در دوران کالج به مورفین معتاد بودو یک چهارم لیتر ویسکی هر شب میخوره
کاندید سوم: سر باز کهنه کار جنگ-گیاه خوار سیگار نمیکشه-بعضی وقتها یک یا دو ابجو میخوره و سر همسرش کلاه نمیذاره
-----------------------------------------------------
اول تصمیم بگیرید وبعد جواب را چک کنید !!!
-----------------------------------------------------
کاندید اول اسمش هست: فرانکلین روزولت
کاندید دوم اسمش هست: وینستون چرچیل
کاندید سوم اسمش هست: ادولف هیتلر
و سر اخر اینکه اگر به سوال اول در مورد انداختن بچه جواب بله دادید باید بگوییم که شما همین الان))) لودیک بتهوون (((را کشتید
پس در مورد هیچکس پیش داوری نکنیم.
۱-از کاری که می کنید لذت ببرید!
۲-از کاری که دوست ندارید دور شوید!
۳-ازکاری که نمی توانید لذت ببرید و از آن دوری کنید،آن را تغییر دهید!
۴-ازکاری که نمی توانید لذت ببرید و از آن دوری کنید و آن را تغییر دهید،
سعی کنید بپذیرید!
۵-از کاری که نمی توانید لذت ببرید و از آن دوری کنید و آن را تغییر دهید
و آن را بپذیرید،پس فکرتان را تغییر دهید تا با تغییر سازگار شود!!!!!![]()
هرگز با خودت قهر نکن
به شیوانا خبر دادند که یکی از شاگردان قدیمی اش در شهری دور از طریق معرفت دور شده و راه ولگردی را پیشه کرده است . شیوانا چندین هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قدیمی رسید. بدون اینکه استراحتی کند مستقیما سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در یک محل نامناسب یافت . مقابش ایستاد ؛ سری تکان داد و از او پرسید: تو اینجا چه می کنی دوست قدیمی؟!!
شاگرد لبخند تلخی زد و شانه هایش را بالا انداخت و گفت: من لیاقت درسهای شما را نداشتم استاد! حق من خیلی بدتر از اینهاست! شما این همه راه آمده اید تا به من چه بگویید؟
شیوانا تبسمی کرد و گفت : من هنوز هم خودم را استاد تو می دانم . آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.
شاگردِ مایوس و ناامید ؛ نگاهش را به چشمان شیوانا دوخت و پرسید: یعنی این همه راه را به خاطر من آمده اید؟!!
شیوانا با اطمینان گفت: البته ! لیاقت تو خیلی بیشتر از اینهاست.
درس امروز این است:
هرگز با خودت قهر مکن.
هرگز مگذار دیگران وادارت کنند با خودت قهر کنی.
و هرگز اجازه مده دیگران وادارت کنند خودت ؛ خودت را محکوم کنی. به محض اینکه خودت با خودت قهر کنی دیگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بی اعتنا می شوی و هر نوع بی حرمتی به جسم و روح خودت را می پذیری.
همیشه با خودت آشتی باش و همیشه برای جبران خطاها به خودت فرصت بده.
تکرار می کنم : خودت آخرین نفری باش که در این دنیا با خودت قهر می کنی.
درس امروز من همین است.
شیوانا پیشانی شاگردش را بوسید و بلافاصله بدون اینکه استراحتی کند به سمت دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قدیمی اش وارد مدرسه شده و سراغش را می گیرد . شیوانا به استقبالش رفت و او را دید که سالم و سرحال در لباسی تمیز و مرتب مقابلش ایستاده است.
شیوانا تبسمی کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :
اکنون که با خودت آشتی کرده ای یاد بگیر که از خودت طرفداری کنی.
به هیچ کس اجازه نده تو را با یادآوری گذشته ات وادار به سرافکندگی کند .
همیشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن.
هرگز مگذار دیگران وادارت سازند دفاع از خودت را فراموش کنی و به تو توهین کنند.
خودت اولین نفری باش که در این دنیا از حیثیت خودت دفاع می کنی . درس امروزت همین است!
بهترين لحظه اينک است!
وقتي حقيقت زندگي
مانع نقشه هاي تو مي شود
آرزو مي کني که روزگار بهتري از راه برسد
و زندگي آسان تري!
بيش از آرزو اميدوارم به اين درک برسي
که تنها تو مي تواني خود و زندگي ات را دگرگون کني!
بهترين لحظه اينک است!
شروع کنيد واسه يک اقدام پرقدرت!
شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟ "
استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "
و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."
استاد گفت: " عشق يعنی همين! "
شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "
استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."
استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!
>>>ادامه مطلب<<<

