نوشته شده توسط سهیل در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ساعت 22:37 |
لینک ثابت |
شناخت شخصیت عشقی شما - تست عشق

سناریوهای زیر تلاش میکنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند
1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب میکنید؟
الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
بقیه در ادامه مطلب...
>>>ادامه مطلب<<<
نوشته شده توسط سهیل در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 ساعت 21:4 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط سهیل در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 19:19 |
لینک ثابت |
How Do You Interpret Love?عشق را شما چگونه تفسير مي كنيد؟


بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
>>>ادامه مطلب<<<
نوشته شده توسط سهیل در شنبه چهارم آبان 1387 ساعت 23:28 |
لینک ثابت |

با هزار و يک ترفند شاخه گلي مصنوعي را در ميان گلهاي شاداب گلدانت پنهان کردم، و در دفتر خاطراتت نوشتم: «تو را دوست دارم، خواهم داشت تا زماني که آخرين گل پژمرده شود...»
نوشته شده توسط سهیل در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 22:46 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط سهیل در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 23:51 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط سهیل در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 23:30 |
لینک ثابت |
سلام
مطلب زیر نهایت عشق رو میرسونه... خودتون بخونین:
۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله ی عاشقانه را روی۸۰۰ جای مختلف
به۷۰۰ زبان و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم! ۵۰۰ تای آن رادر۴۰۰ جمله
گنجاندم و به ۳۰۰زبان در۲۰۰برگ ترجمه کردم. ۱۰۰تای آن را۹۰روز...
روزی۸۰ مرتبه برای تو خواندم! ۷۰ تای آن را آموختم وبیش از۶۰تای آنرا
تجربه کردم و ۵۰غروب را از ۴۰سمت به نظاره نشستم. در ماه
۳۰روزه،بیشتر از۲۰روز ۱۰ باراز تو ۹سوال کردم. ۸ سوال من را
۷ مرتبه در۶ روز جواب دادی. با ۵ واسطه ۴ دفعه تو را ۳ جا
دعوت کردم... ۲ ساعت خواهــــش کردم تا یک بار گفتی:

نوشته شده توسط سهیل در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 20:1 |
لینک ثابت |

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشاش
زل بزن تا عشقو تو چشاش ببینی...اگه نگات کرد
عاشقته...اگه خجالت کشید برات میمیره...اگه سرشو
انداخت پائین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو
میمیره.......میدونم الان رفتی تو فکر زندگی اجبار
است...مرگ انتظار است...عشق یک بار است...فکر
تو تکرار است...جدائی دشوار است...کاش گناهی کنم
که مجازاتش تبعید به قلب تو باشد
نوشته شده توسط سهیل در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 19:55 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط سهیل در جمعه سوم خرداد 1387 ساعت 19:53 |
لینک ثابت |
گاهي وقتا آدما در عرض چند ثانيه دل كسايي رو كه دوستش دارن ميشكنن
منو بابت اون ثانيه ها ببخش...
نوشته شده توسط سهیل در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 23:55 |
لینک ثابت |
لحظه ها رو با تو بودن , در نگاه تو شکفتن
حس عشق رو در تو دیدن , مثل رویای تو خوابه
با تو رفتن با تو موندن , مثل قصه تو رو خوندن
تا همیشه تو رو خواستن , مثل تشنگی آبه
اگه چشمات منو میخواست , تو نگاه تو میمردم
اگه دستات مال من بود ,جون به دستات می سپردم
اگه اسمم رو میخوندی , دیگه از یاد نمیبردم
اگه با من تو میموندی ,همه دنیا رو میبردم
بی تو اما سر سپردن , بی تو و عشق تو بودن
تو غبار جاده موندن , بی تو خوب من محاله
بی تو حتی زنده بودن , بی هدف نفس کشیدن
تا ابد تو رو ندیدن, واسه من رنج وعذابه
توی آسمون عشقم ,غیر تو پرنده ای نیست
روی خاموشی لبهام , جز تو اسم دیگه ای نیست
توی قلب من عزیزم, هیچکسی جایی نداره
دل عاشقم به جز تو ,هیچکسی رو دوست نداره
نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 22:55 |
لینک ثابت |

زندگي را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترين قله ها رسيدي، لبخند خود را نثار تمام سنگريزه هايي کن که پايت را خراشيدند
نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 22:51 |
لینک ثابت |
دلت تنگ است،دلم تنگ است اما عشقی این وسط دارد میبالد و بزرگ میشود
که از دل من،از دل تو و از دلتنگیمان بزرگتر است و این همه ی خوشی های عالم است
نوشته شده توسط سهیل در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 ساعت 22:49 |
لینک ثابت |
ولنتاین ، روز عشق
قصه - ولنتاین - از کجا شروع شد؟ دقیقا از گل و
ماه و ستاره !



حدود 1700 سال پیش در روم
(اونوقت ها شما هنوز به دنیا نیومده بودین!)
حاکمی بنام کلودیوس بوده که فکر میکرده...
بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
>>>ادامه مطلب<<<
نوشته شده توسط سهیل در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 18:21 |
لینک ثابت |
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
نوشته شده توسط سهیل در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 22:59 |
لینک ثابت |

تن دیوار
روی قابی کنار پنجره
نوشته بودند:قشنگ یعنی گل!
و گلی کنج اتاق
پلاسیده در تب جرعه ای آب
تشنه انگار می گفت:قشنگ یعنی آب!
و دورترها...
زیر آسمانی پر از ابر خاکستری
سرزمینی دور
آب زندانی در قفس یخ
ترد و لرزان می گفت:قشنگ یعنی آفتاب!
و آفتاب نشنید صدای دخترک باغبان را
که فریاد می زد:قشنگ یعنی گل!
و دخترک خواندن نمی دانست،
که بخواند چشمان باغبان را که:
قشنگ یعنی تو!!!
نوشته شده توسط سهیل در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 22:52 |
لینک ثابت |
عشق يعني تو مرا ميراني ،
ومن
به صد حوصله مي آيم باز ...

نوشته شده توسط سهیل در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 21:54 |
لینک ثابت |